جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
53
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
در اينجا آغاز مىشود دومين بخش سفرنامهء من ، جوزافا باربارو كه به عنوان سفير به ايران سفر كردم . [ فصل دو ] 2 در طى جنگهايى كه ميان عاليجناب سينيورا « 1 » و سلطان عثمانى در سال 1471 م . [ 876 ه . ق . ] درگرفت مرا كه به سيروسفر و زندگانى در ميان بربرها خو گرفته و تجربه اندوخته بودم و راضى بودم كه به عاليجناب سابق الذكر خدمت كنم همراه سفير حسن بيگ « 2 » ، پادشاه ايران ، به آن سامان روانه كردند . سفير حسن بيگ به ونيز آمده بود تا جمهورى ونيز را به ادامهء جنگ با سلطان عثمانى برنگيزد . ما از ونيز با دو كشتى روبهراه نهاديم . دو كشتى بزرگ ديگر نيز به دنبال مىآمد و پر از سپاهى و مهمات جنگى بود و اينها غير از تحف و هدايايى بود كه عاليجناب سينيورا براى حسن بيگ توسط ما فرستاده بود . به من دستور داده بودند كه در كشور قرهمان فرود آيم . يا در كرانههايى كه حسن بيگ ممكن بود به آنجا بيايد يا كس بفرستد . مىبايست تمام آن مهمات و هدايا را به او دهم . هدايا عبارت بود از چند توپ ، ابزار بمباران ، تفنگ ، باروت ، گلوله و ديگر سلاحهاى مختلف به ارزش سه هزار دوكات . سربازان ، مسلح به كمان شاخى و تفنگ بودند . دويست تن زير فرمان سه سرهنگ و يك فرمانده به نام طوماس آو ايمولا « 3 » كه ده تن را براى هر واحد برگزيده و مجهز كرده بود قرار داشتند . تحف و هدايا عبارت بود از ظروف سيمين به ارزش سه هزار دوكات ، پارچههاى زربفت به ارزش دو هزار و پانصد دوكات ، پارچههاى سرخ و ديگر پارچههاى پشمى به ارزش دو هزار دوكات . پس چون به
--> ( 1 ) . Signioria ( 2 ) . Assambei ( 3 ) . Thomas of Imola